سالار پرده
لغت نامه دهخدا
سالار پرده. [ رِ پ َ دَ / دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حاجب. دربان. حاجب بزرگ:
چو سالار پرده سپهبد بدید
رها کردنش هیچگونه ندید.( شاهنامه چ بروخیم ج 1 حاشیه ص 231 ).رجوع به سالاربار و سالار شود.
فرهنگ فارسی
حاجب دربان
جمله سازی با سالار پرده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز در پرده برداشت سالار بار نشست از بر تخت زر شهریار
💡 سرا پرده دادمْت و اسب و ستام سپهدار و سالار کردمْت نام