ساز داری

لغت نامه دهخدا

سازداری. ( حامص مرکب ) ترتیب و تنظیم کار. ( کذا فی المجمع شعوری ج 2 ورق 81 ).

فرهنگ فارسی

ترتیب و تنظیم کار

جمله سازی با ساز داری

💡 در عشق ساز وصل عین معشوقست و ساز فراق عین عاشق اگر سعادت مساعدت کند و عاشق را وصال جمال نماید وجود عاشق بکمال قریبتر بود زیرا که او را این بود و این را او درین مقام عشق حاصل عاشق معشوق بود و حاصل معشوق عاشق اگر ذوق داری جانم فدای تو باد: فَمَن مِثْلی وَرَبُّ الْعَرْش مَحْبوُبی:

💡 تو داری معجز موسی که اندر آتش حمله تو از رمح اژدها سازی گر او کرد از عصا ثعبان

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز