لغت نامه دهخدا
زبان کوته کردن. [ زَ ت َهَْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) قطع کلام. سخن کوتاه کردن:
گر از حدیث تو کوته کنم زبان امید
که هیچ حاصل ازین گفتگو نمی آید.سعدی.
زبان کوته کردن. [ زَ ت َهَْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) قطع کلام. سخن کوتاه کردن:
گر از حدیث تو کوته کنم زبان امید
که هیچ حاصل ازین گفتگو نمی آید.سعدی.
قطع کردن سخن کوتاه کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باش چون آفتاب ناغمّاز به زبان کوته و به تیغ دراز
💡 عقل دست و زبان کوته دان آرزو رأس مال ابله دان
💡 مکن مکن لب مارا به شکوه باز مکن زبان کوته ما را به خود دراز مکن
💡 بلند بختا! خود گو که چون تواند گفت زبان کوته ما شکر فتح های چنین؟
💡 گذشتم از گله در وصل فرصتم بادا زبان کوته و دست دراز میخواهم