لغت نامه دهخدا
زبان بر سرکسی دراز داشتن. [ زَ ب َ س َ رِ ک َ دِ ت َ ] ( مص مرکب ) حق اعتراض به او داشتن. || مسلط بودن برکسی.
زبان بر سرکسی دراز داشتن. [ زَ ب َ س َ رِ ک َ دِ ت َ ] ( مص مرکب ) حق اعتراض به او داشتن. || مسلط بودن برکسی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يا اباالحسن يا اميرالمؤ منين ! بابى انت وامى،فضائل ترا هيچ بيان و زبان بر نسنجد و در هيچ باب و كتاب در نگنجد و چگونه توانكلمات الله و نعمة الله را احصاء كرد (( و ان تعدوا نعمة الله لا تحصوها)) و فىالحقيقه فضائل ترا احصاء نمودن آب دريا را بغرفه پيمودن است.
💡 از ابن مسعود است كه هر آينه اگر پاره آتشى را كه بسوزاند و باقى گذارد آنچه راباقى گذارد بليسم و زبان بر آن سايم دوست تر مى دارم از اين كه آنچه را هستبگويم: اى كاش نمى بود و آنچه نيست بگويم كاش مى بود.
💡 زبان اشاره ساموآیی زبان اشارهای است که توسط ناشنوایان و کم شنوایان در ساموآ استفاده میشود. این زبان بر پایه زبان اشاره استرالیایی است که واژگانی برای غذاهای ساموآیی بدان افزوده شدهاست.
💡 سهل باشد کرد اگر عالم زبان بر من دراز سیل اشک از راهم این خاشاک خواهد بر گرفت
💡 بر آمد بلبل شیرین زبان بر منبر گلبن خطیب خطبه ایام شاهنشاه دوران شد
💡 صائب از زخم زبان بر روی من گلها شکفت مشت خاری در بغل باغ ارم می داشته است؟