راه پذیر
مترادفها
پذیرفتنی، قابل قبول
لغت نامه دهخدا
راه پذیر. [ پ َ ] ( نف مرکب ) مقابل راهنمای. ( یادداشت مؤلف ). که راه و طریقی بپذیرد: آگاه باش که درازی و کوتاهی افتد برانگیختن را از بهر یافتن متعلم راه پذیر از عالم راهنمای... ( کشف المحجوب سجستانی ).
فرهنگ فارسی
مقابل راهنمای. که راه و طریقی بپذیرد.
جمله سازی با راه پذیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز شکر است نعمت فزایش پذیر اگر مرد راهی ره شکر گیر
💡 پیشنهاد ارائه شده توسط تیم مدیریت در جلسه امروز، با توجه به شرایط اقتصادی فعلی، از سوی اکثر اعضای هیئت مدیره راه پذیر بود.
💡 هرگونه تغییری در قوانین اساسی سازمان باید دارای دلایل منطقی و مستندات کافی باشد تا برای تمامی کارکنان و ذینفعان کاملاً راه پذیر باشد.
💡 راه حل پیشنهادی برای حل این بحران پیچیده، اگرچه دشوار است، اما تنها مسیر منطقی و راه پذیر برای حفظ ثبات اجتماعی در کشور محسوب میشود.