دیر امد

مترادف‌ها

دیر رسید، دیر آمد

لغت نامه دهخدا

( دیرآمد ) دیرآمد. [ م َ ] ( مص مرکب مرخم ) تأخیر؛ جریمه دیرآمد یا دیرآمدگی. جریمه تأخیر. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

( دیر آمد ) تاخیر. جریمه دیر آمد یا دیر آمدگی.

جمله سازی با دیر امد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چون به دیر آمد ز بهر خم شکستن محتسب شد دل رندان چو چشم شوخ ساقی مضطرب

💡 د‌و سال پیشترک کاش نامه می‌آورد چو عذر قافیه خواهم دریغ دیر آمد

💡 انگور دیر آمد زیرا پیاده بود دیر آ و پخته آ که توی فتنه‌ ای مهین

💡 زود رفت و دیر آمد صبر ای دل یاد کن آن حریف دیر صلح زود جنگ خویش را

💡 آه و صد آه! که آن مه ز سفر دیر آمد شمع خورشید جمالش بنظر دیر آمد

💡 چون رستی از مصاف و چه کردند باتو قوم مادر در انتظار تو دیر آمدی چرا؟

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران