لغت نامه دهخدا
دوگزه. [ دُ گ َ زَ / زِ ] ( ص نسبی، اِ مرکب ) دو چوبند به درازی یک ذرع که در میان آنها دامی مشبک بندند و کبوتر بیگانه را از آن گیرند. ( لغت محلی شوشتر ).
- دو گزه خوردن؛ کنایه از متوحش شدن و رم خوردن باشد به سببی. ( لغت محلی شوشتر ).
دوگزه. [ دُ گ َ زَ / زِ ] ( ص نسبی، اِ مرکب ) دو چوبند به درازی یک ذرع که در میان آنها دامی مشبک بندند و کبوتر بیگانه را از آن گیرند. ( لغت محلی شوشتر ).
- دو گزه خوردن؛ کنایه از متوحش شدن و رم خوردن باشد به سببی. ( لغت محلی شوشتر ).
دو چوبند به درازی یک ذرع که در میان آنها دامی مشبک بندند و کبوتر بیگانه را از آن گیرند.
💡 از شمال پای تاوه، از جنوب کرکی، از مغرب گزه، و از مشرق به کوه محدود میگردد.