لغت نامه دهخدا
ده کوره. [ دِه ْ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) کوره ده. دهی کوچک و کم حاصل. ده بسیار کوچک و کم ارز. ( یادداشت مؤلف ).
ده کوره. [ دِه ْ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) کوره ده. دهی کوچک و کم حاصل. ده بسیار کوچک و کم ارز. ( یادداشت مؤلف ).
کوره ده. دهی کوچک و کم حاصل.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنهران یک منطقهٔ مسکونی در لبنان است که در شهرستان کوره واقع شدهاست.
💡 کوره دل درآ ببین زان سوی کافری و دین زر شده جان عاشقان عشق دکان زرگری
💡 شیشه ام را از گداز کوره دل ساختند راز سنگ خاره در آیینه من روشن است
💡 زبالهسوزی یکی از روشهای نابودسازی زباله است که طی آن پسماندهای آلی، در کورههایی تحت شرایطی کنترلشده سوزانده میشوند.
💡 در هر دو نوع کوره، اولین مرحله پخت، خشکسازی است که آب باقیمانده را از خاک رس خارج میکند.
💡 تیغ زن ای آفتاب گردن شب را به تاب ظلمت شبها ز چیست کوره خاک کدر