ده چانه

لغت نامه دهخدا

ده چانه. [ دِه ْ ن ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کمازان شهرستان ملایر. واقع در 52هزارگزی جنوب خاوری ملایر. سکنه آن 565 تن. آب آن از قنات تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

جمله سازی با ده چانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بنیان‌گذاری اوپک، جان تازه‌ای به همگرایی کشورهای جهان سوم و ایجاد قدرت چانه‌زنی در برابر کشورهای ثروتمند داد؛ زیرا در آن هنگام، بیشتر کشورهای جهان سوم، چیزی جز مواد خام برای صادرات نداشتند.

💡 گروه‌های سیاسی قرار بود عوض‌بردی آتایف را برای ریاست‌جمهوری معرفی کنند ولی بعداً به دلیل پروندهٔ جنایی و پیشینهٔ آتایف در آخر پس از مشورت او را از گزینهٔ ریاست‌جمهوری کنار زدند. پس از چانه‌زنی‌ها و گفت‌وگوی همهٔ گروه‌های سیاسی، معاون اول نیازف که با حفظ سمت وزیر بهداشت و درمان نیز بود قربانقلی محمدبردی محمداف را منتخب مقام ریاست‌جمهوری اعلام کردند.

💡 طول بدن قار ساحلی ۵۵ سانتی‌متر است و به صورت دو ریخت دیده می‌شود؛ یکی شکل تیره که فراوان است و پر و بال آن به کل سیاه مایل به سربی است به جز چانه و گلویش که سفید است. دیگری ریخت سفید است که کمیاب‌تر بوده و پر و بال آن یکدست سفید می‌باشد. در هر دو ریخت، منقار دارای رنگ زرد متمایل به سبز، پاها سیاه و پنجه‌ها تقریباً زرد هستند. تفاوات ظاهری این پرنده با قار کوچک در منقار زردش است.

💡 وقتى قرآن براى مؤ منين به تورات خوانده مى شد با چانه هاى خود سجده كنانبه زمين مى افتادند.