دشوار بر ای

لغت نامه دهخدا

( دشواربرآی ) دشواربرآی. [ دُش ْ ب َ ] ( ن مف مرکب ) جایی که برآمدن بر آن دشوار باشد: صعود، عقبة؛ بالای دشواربرآی. ( دهار ). کؤود؛ عقبه دشواربرآی. ( دهار ).

فرهنگ فارسی

( دشوار بر آی ) جایی که بر آمدن بر آن دشوار باشد: صعود.

جمله سازی با دشوار بر ای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدین صفت که مرا دیده در تو حیران است قدم ز پیش تو دشوار بر توانم داشت

💡 دل از هوای تو دشوار بر توانم داشت چگونه خاطر ازین کار بر توانم داشت

💡 و در صورتى كه كلمه (يومئذ) را قيد بگيريم براى كلمه (فذلك )، معناى آيهچنين مى شود: (پس زمان نقر ناقور كه در روز رجوع خلائق به خدا واقع مى شود،زمانى بس دشوار بر كافران است ) و اگر كلمه مذكور را قيد بگيريم براى كلمه(يوم )، معنا چنين مى شود: (زمان نقر ناقور زمانى بس دشوار بر كافران است، درروزى كه خلائق به سوى خدا بر مى گردند).

💡 ای آفتاب فلک سایه خان فرخ رخ که از قضا همه دشوار بر تو آسان شد