لغت نامه دهخدا
درگاهلو. [ دَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان انگوت بخش گرمی شهرستان اردبیل واقع در 30 گزی شمال باختری گرمی و 15 هزارگزی راه شوسه بیله سوار به گرمی. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
درگاهلو. [ دَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان انگوت بخش گرمی شهرستان اردبیل واقع در 30 گزی شمال باختری گرمی و 15 هزارگزی راه شوسه بیله سوار به گرمی. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
درگاه لو، روستایی در دهستان انگوت شرقی بخش مرکزی شهرستان انگوت در استان اردبیل ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۱۸۲ نفر ( ۵۱ خانوار ) بوده است.
💡 شاهان جهان بنده درگاه حسین اند تا گفته ای از لطف که تو بنده مائی
💡 ولیکن هر که دارد کعبه درگاه نگردد در میان کعبه گمراه
💡 کردهام عادت به چشم و سر به درگاه آمدن زان نمیآیم که چشمم بسته و من خستهام
💡 ولیکن ز آن همیترسم که بلبل چون فروماند به درگاه شه آید و ز اثیر خسته بخروشد
💡 درگاه، روستایی از توابع بخش رحیمآباد شهرستان رودسر در استان گیلان ایران است.
💡 نه به خدا قسم، آنان شفيعى در درگاه الهى نداشته و در روز قيامت گرفتار عذابخواهند شد.