لغت نامه دهخدا
خیره گفتن. [ رَ / رِ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) بیهوده گفتن. گزافه گویی کردن. گزاف گفتن. نابهنجار سخن گفتن:
نرفتی جز بغفلت روزگارش
نبد جز خیره گفتن هیچ کارش.نظامی.
خیره گفتن. [ رَ / رِ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) بیهوده گفتن. گزافه گویی کردن. گزاف گفتن. نابهنجار سخن گفتن:
نرفتی جز بغفلت روزگارش
نبد جز خیره گفتن هیچ کارش.نظامی.
بیهوده گفتن گزافه گویی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زان سان که نظر خیره کند برق جهانسوز با حرف تمنای تو گفتن دژمستی
💡 سخنهاش بشنید و نامه بخواند دران گفتن نامه خیره بماند