لغت نامه دهخدا
خوشه خوار. [ ش َ / ش ِ خوا / خا ] ( نف مرکب ) خورنده خوشه. || ( اِ مرکب ) قسمی حشره آفت درخت مو. ( یادداشت مؤلف ).
خوشه خوار. [ ش َ / ش ِ خوا / خا ] ( نف مرکب ) خورنده خوشه. || ( اِ مرکب ) قسمی حشره آفت درخت مو. ( یادداشت مؤلف ).
خورنده خوشه یا قسمی حشره آفت درخت مو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 على بن السحين (ع ) در هر شبانه روز هزار ركعت نماز مى گزارد، و باد، آن حضرت راچون خوشه، كه با وزش باد به حركت درآيد) حركت مى داد. آن بزرگوار داراى پانصدنخل خرما بود و نزد هر درخت خرما دو ركعت نماز مى گزارد چون به نماز مى ايستاد، رنگشدگرگون مى گشت و چون بنده اى خوار، در برابر پادشاهى بزرگوار مى ايستاد واعضاى بدنش از ترش خدا مى لرزيد و چون كسى كه خداحافظى مى كند نماز مى خواند،گويا اين آخرين نماز او است و بعد از اين ديگر موفق به خواندن نماز نمى شود.(بحارالانوار، ج 46، ص 80).