لغت نامه دهخدا
حکومت گاه. [ ح ُم َ ] ( اِ مرکب ) دارالامارة. ( آنندراج ). فرمانداری.
حکومت گاه. [ ح ُم َ ] ( اِ مرکب ) دارالامارة. ( آنندراج ). فرمانداری.
دارالاماره فرماندهی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ریاست ایل، که گاهی مستقل و گاهی با حکومت زرند٫ساوه و اراک بوده، همیشه توسط حکومت مرکزی به عنوان نانخانه به اشخاص مورد نظر حکومت وقت داده میشدهاست.
💡 برای دورههای خاصی بین قرن هفدهم و سال ۱۹۵۹، دالای لاماها گاهی دولت تبت را هدایت کردند، که بخشهایی از تبت از لهاسا (پایتخت تبت) اداره شدند. چهاردهمین دالایی لاما رئیس دولت دستگاه حکومت تبت مرکزی (دولت تبت در تبعید) تا زمان بازنشستگیاش در تاریخ ۱۴ مارس ۲۰۱۱ باقی ماند.
💡 لوای فوج حکومت بقبله گاه رسید همای اوج سعادت بآشیان آمد
💡 انقلابهای ۱۹۸۹ بخشی از یک موج انقلابی در اواخر دهه ۱۹۸۰ و اوایل دهه ۱۹۹۰ است که منجر به فروپاشی حکومتهای کمونیستی در اروپای مرکزی و شرقی اروپا و فراتر از آن شد. این دوره گاهی به نام پاییز ملتها نیز نامیده میشود؛ در کنار اصطلاح «بهار ملتها» که گاهی برای توصیف انقلابهای ۱۸۴۸ استفاده شدهاست.