لغت نامه دهخدا
جوت جوت. [ ج َت َ ج َ ت َ ] ( ع اِ صوت ) کلمه ایست که شتر را برای خوردن آب آواز دهند. ( اقرب الموارد ). کلمه ایست که بدان شتر را بسوی آب خوانند یا زجر کنند. ( منتهی الارب ).
جوت جوت. [ ج َت َ ج َ ت َ ] ( ع اِ صوت ) کلمه ایست که شتر را برای خوردن آب آواز دهند. ( اقرب الموارد ). کلمه ایست که بدان شتر را بسوی آب خوانند یا زجر کنند. ( منتهی الارب ).
کلمه ایست که شتر را برای خوردن آب آواز دهند.
💡 ذره آهن دلت از آه یغما نرم نیست شرم نیست یک جوت آزرم نیست
💡 کنون که خرمن خوبی شدی زهی صافی که یک جوت بمن خوشه چین عنایت نیست
💡 کردهٔ چرخ جو به جو دیده و آزمودهای کرده به جور جو جوت هم به جوال او دری
💡 بسیاری بر این باورند که خاستگاه جوتها شبهجزیرهٔ یوتلاند (لوتوم در لاتین) و بخشی از کرانههای فریزیای شمالی است. امروزه شبهجزیرهٔ یوتلاند شامل سرزمین دانمارک و شلزویگ جنوبی در آلمان میشود. فریزیای شمالی نیز بخشی از آلمان است.
💡 پس از ممنوعیت تجارت تریاک در اوایل قرن بیستم، بازرگانان یهودی بغدادی در محصولات پنبه و جوت به عنوان صادرات اصلی سرمایهگذاری کردند. افزایش ناگهانی تقاضا برای گونیها و کیسههای چیت، که بلوکهای ساختمانی برای سنگرها در جبهه غربی بودند، ثروت زیادی را در میان بازرگانان یهودی کلکته به ارمغان آورد.
💡 - جهت تمیز کردن و سفید کردن پشم، جوت و سایر الیافهای گیاهی