جلو چوب
لغت نامه دهخدا
جلو چوب. [ ج َ ] ( اِمرکب ) سیخ کباب چوبین باشد و بکسر اول و ضم اول هم گفته اند. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به جلو شود.
فرهنگ فارسی
سیخ کباب چوبین باشد و بکسر اول و ضم اول هم گفته اند.
جمله سازی با جلو چوب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 كه تمامى اين چوب ها (مثلا اگر بيست من است همه اين بيست من ) صالح براى درب شدننيست، چون درب هياءت مخصوصى دارد غير هياتى كه اين الوارها و چوب ها دارند، وبرگرداندن هياءت آنها به هياءت يك جفت درب مستلزم اين است كه مقدارى از آن ضايعگشته و به صورت هيزم در آيد، چون اين مقدار، از هندسه و نقشهعمل بيرون است، و اين هيزم شدن مقدارى از ابعاض چوب و دور ريختن آن در نقشه و قصدنجار داخل بوده، و نجار نسبت به آن اراده اى داشته كه بايد آن را اراده ضرورى ناميد،پس اين نجار نسبت به اين الوار و تيرهايى كه در جلو خود گذاشته دو نوع غايت در نظردارد، يكى غايت كمالى است، و آن اين است كه اين چوب ها را به صورت دربى در آورد،دوم غايتى است تبعى و آن اين است كه مقدارى از اين چوب ها را درب بسازد و مقدارى را كهاستعداد درب شدن ندارد، ضايع كرده و دور بريزد.