لغت نامه دهخدا
جراحت یافتن. [ ج ِ ح َ ت َ ] ( مص مرکب ) زخمی شدن. مجروح شدن.
جراحت یافتن. [ ج ِ ح َ ت َ ] ( مص مرکب ) زخمی شدن. مجروح شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با جراحت چون بهایم ساز در بیمرهمی کز جهان مردمی مرهم نخواهی یافتن
💡 میتوان یافتن ز زخم دلم کاین جراحت نه کار پیکان است
💡 پس از ۲۴ ساعت بیخبری از سرنوشت جواد حیدری و یک روز تقلا در جهت یافتن حقیقت مرگ او، خانواده هویت پلیس ضارب را مییابند. آنها موفق شدند پیکر جواد را از محاصره نیروهای امنیتی آزاد کنند و مانع از آن شوند که نیروهای امنیتی بدون رؤیت آثار جراحت، جنازه را دفن کنند.