فرهنگستان زبان و ادب
{bottom fermentation} [علوم و فنّاوری غذا] نوعی فرایند تخمیر که در کف تخمیرگاه و در حرارت پایین با سرعتی کم انجام می شود و حباب های دی اکسیدکربن تولیدشده از کف تخمیرگاه به طرف بالا حرکت می کنند
{bottom fermentation} [علوم و فنّاوری غذا] نوعی فرایند تخمیر که در کف تخمیرگاه و در حرارت پایین با سرعتی کم انجام می شود و حباب های دی اکسیدکربن تولیدشده از کف تخمیرگاه به طرف بالا حرکت می کنند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایل به طور سنتی با گروت[* ۲] تلخ میشد، مخلوطی از گیاهان معطر یا ادویهها که پیش از فرایند تخمیر همراه آبجو میجوشاندند.
💡 سوشی در آغاز بهعنوان یک روش برای حفظ ماهی بوده که در آسیای شرقی رواج داشته است. در این روش نگهداری غذا، ماهی و گوشت، نخست شور و سپس به حالت تخمیر به مدت طولانی نگهداری میشده است. سوشی پس از راه یافتن به کشور چین به فرهنگ غذایی کشور ژاپن راه پیدا کرده است.
💡 فرایندهای مبتنی بر تخمیر، محصولات در حال رشد سودمندی را تولید کردند. در دههٔ ۱۹۴۰، پنی سیلین چشمگیرترین آنها بود. با وجود اینکه پنی سیلین در انگلستان کشف شد، اما به صورت صنعتی در ایالات متحده و با استفاده از یک فرایند تخمیری، تولید گردید.
💡 از این تخمیر آب و گل توئی مقصود حق ای دل توئی دریای بی ساحل به صورت گرچه چون جوئی
💡 نمیبینیم جویا غیر حیرت حاصل مردم شد از خونابهٔ دلها مگر تخمیر این دلها