لغت نامه دهخدا
تفرج جای. [ ت َ ف َرْ رُ ] ( اِ مرکب ) تفرج گاه: نزهتگاه شیدایان و تفرج جای بی سروپایان. ( ترجمه محاسن اصفهان ص 116 ). رجوع به تفرج و ترکیبهای آن شود.
تفرج جای. [ ت َ ف َرْ رُ ] ( اِ مرکب ) تفرج گاه: نزهتگاه شیدایان و تفرج جای بی سروپایان. ( ترجمه محاسن اصفهان ص 116 ). رجوع به تفرج و ترکیبهای آن شود.
تفرج گاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نبندد باغ را در باغبان دیگر به روز و شب تفرج را کنی گر جای در بستان شب وروزی
💡 مردم با فرهنگ این روستا به حفاظت از محیط زیست اعتقادی ژرف دارند تا جایی که جنگلهای بلوط این روستا علی رغم خشکسالیهای اخیر بسیار زیبا و انبوه هستند، ضمن اینکه شکار کردن در این روستا غدقن است و با اشخاص غریبه ای که برای شکار به این روستا می آیند برخورد میشود؛ درصورتیکه به جز قضیه شکار، کسانی که برای تفرج به این روستا می آیند با مهمان نوازی و برخورد بسیار گرم مردم این دیار روبرو میشوند.