لغت نامه دهخدا
تباهی ناپذیر. [ ت َ پ َ ] ( نف مرکب ) تباهی ناپذیرنده. ضد تباهی پذیر. آنکه فسادپذیر نباشد. آنکه فساد در او راه نیابد. || نامیرا. ابدی. همیشه پایدار. ضد فانی و تباهی پذیر. رجوع به تباه و تباهی و دیگر ترکیب های این دو شود.
تباهی ناپذیر. [ ت َ پ َ ] ( نف مرکب ) تباهی ناپذیرنده. ضد تباهی پذیر. آنکه فسادپذیر نباشد. آنکه فساد در او راه نیابد. || نامیرا. ابدی. همیشه پایدار. ضد فانی و تباهی پذیر. رجوع به تباه و تباهی و دیگر ترکیب های این دو شود.
( صفت ) ۱- آنکه فساد پذیر نباشد مقابل تباهی پذیر. ۲- نامیرا ابدی مقابل فانی تباهی پذیر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «حرام» آن است که انسان را در درجه اول در حیات این دنیا و متعاقب آن در حیات باطنی و اخروی دچار عذاب می سازد بی آنکه هیچ رشد و نجاتی به همراه آورد و فقط موجب استهلاک و پوچی و تباهی می شود و کل سرنوشت را به بنبست و خطرهائی بزرگ و علاج ناپذیر می اندازد.