لغت نامه دهخدا
بی طرفداری. [ طَ رَ ری ] ( حامص مرکب ) بی جانبداری و عدم تعصب. ( ناظم الاطباء ).
بی طرفداری. [ طَ رَ ری ] ( حامص مرکب ) بی جانبداری و عدم تعصب. ( ناظم الاطباء ).
بی جابنداری و عدم تعصب ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در هنگام مواجههٔ گیملی با ائومر، لگولاس از دوستش، گیملی، طرفداری کرد و ائومر را به مرگ تهدید کرد اگر به دورف آسیبی برساند. او گیملی را پشت اسب خود نشاند و تا فنگورن برد. آنها میلی برای رفتن به داخل جنگل نداشتند. همان شب چهرهای کلاه پوش در کنارهٔ جنگل خود را نشان داد و لگولاس اولین کسی بود که متوجه فرار اسبهایشان شد و همچنین نظر آراگورن را مبنی بر اینکه صدای اسبها مشتاقانه بود و نه از روی ترس تأیید کرد.