بی شوهری

لغت نامه دهخدا

بی شوهری. [ ش َ / شُو هََ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی بی شوهر. بی شویی. بی همسری. بی زوج بودن زوجه.

فرهنگ فارسی

حالت و کیفیت بی شوهر.

جمله سازی با بی شوهری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کرد اکتفا به دنیی دون خواجه، کاین عروس هیچ اکتفا، به شوهری او نمی‌کند

💡 شوهری‌ مهربان‌ و خوب و ظریف پاکدامان و گرم‌جوش و حریف

💡 چند شوهری برادرانه از انواع مهم چندشوهری است که در تبت واقع در جنوب غربی چین، تبتی‌های کوچ‌نشین نپال و شمال هند رایج است. در این شیوه دو یا چند برادر با یک همسر ازدواج می‌کنند و همه آن‌ها به شکل برابری به زن دسترسی جنسی دارند و همه آن‌ها نیز پدر فرزند محسوب می‌شوند.

💡 خرد پیشه کس خواستارش مشو که هر روزه اش شوهری هست نو

💡 اکنون که برفرزانگی شنعت زند دیوانگی تو خیز و از مردانگی بربکر من کن شوهری

عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز