تمره

مترادف‌ها

خرما

لغت نامه دهخدا

( تمرة ) تمرة. [ت َ رَ ] ( ع اِ ) یکی تمر. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). یک خرما. ( غیاث اللغات ). ج، تمرات. رجوع به تمر و تمرات شود.
تمرة. [ ت َ رَ ] ( ع ص ) نفس تمرة؛ نفس خوش و طیب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
تمرة. [ ت ُ رَ ] ( ع اِ ) پی باریک سوفار. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
تمرة. [ ت ُم ْ م َ رَ ] ( ع اِ ) ترند که مرغی است کوچکتر از گنجشک. ج، تمامیر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).عصفورالسیاح؛ از انواع پرندگان خرد. ( دزی ج 1 ص 3 ).
تمرة. [ ت َ رَ ] ( اِخ ) دهی است به یمامه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به معجم البلدان شود.

فرهنگ فارسی

دهی است به یمامه.

جمله سازی با تمره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گفت از بغداد، مقصد بصره است بارهایم جمله تمر و تمره است

💡 (و الفلك التى تجرى فى البحر بما ينفع الناس ) الخ، كلمه (فلك ) به معناىكشتى است، كه هم به يك كشتى اطلاق مى شود و هم به جمع آن، و فلك و فلكه مانندتمر و تمره است (كه اولى اسم جنس و دومى به معناى يك دانه خرماست ) و مراد از حركتكشتى در دريا، به آنچه مردم سود ببرند، نقل كالا و ارزاق است، از اينساحل بساحلى ديگر و از اين طرف كره زمين بطرفى ديگر.

💡 در بسیاری از کشورهای عربی، مصرف روزانه تمره در وعده افطار اهمیت بسیار زیادی دارد و باعث تأمین انرژی مورد نیاز بدن می‌شود.

💡 کشاورزان در مناطق گرمسیری با دقت بسیار زیادی محصولات خود را از جمله انواع مختلف تمره برای صادرات به بازارهای جهانی آماده می‌کنند.

💡 استفاده از تمره در تهیه شیرینی‌های سنتی و انواع دسرها، علاوه بر طعم عالی، ارزش غذایی و فیبر بسیار بالایی به آن‌ها می‌بخشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران