بی شرطی
بی شرطی به معنای عدم وجود قید و شرط یا محدودیت است. این واژه در زمینههای مختلفی مانند اخلاق، حقوق، و روابط انسانی به کار میرود و به حالتی اشاره دارد که یک عمل، تصمیم، یا تعهد بدون هیچ گونه شرایط یا انتظارات خاصی انجام میشود.
در روابط انسانی: بی شرطی میتواند به معنای عشق یا محبت بدون قید و شرط باشد، به این معنا که فردی بدون انتظار و شرط خاصی به دیگری عشق میورزد و از او حمایت میکند.
در فلسفه و اخلاق: در فلسفه اخلاق، بی شرطی ممکن است به اصول اخلاقی اشاره داشته باشد که در آن عمل درست یا نادرست بودن مستقل از شرایط خاصی مورد بررسی قرار میگیرد.
در حقوق: در زمینه حقوق، بی شرطی میتواند به توافقات یا قراردادهایی اشاره کند که در آن طرفین بدون هیچ گونه قید و شرطی به تعهدات خود عمل میکنند.
مترادفها
بیقید و شرط
متضادها
مشروط، با شرط
لغت نامه دهخدا
بی شرطی. [ ش َ ] ( حامص مرکب ) اطلاق. ( یادداشت مؤلف ). حالت و کیفیت بی شرط.
فرهنگ فارسی
اطلاق. حالت و کیفیت بی شرط
جمله سازی با بی شرطی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نه شرطی کرده بودی با من ای دل که گرد کوی مهرویان نگردی
💡 عشق مادر به فرزندش، یک عشق بی شرطی و خالصانه است که هیچ مرز و حد و حصاری برای آن وجود ندارد.
💡 او با آن محبت بی شرطی که به دوستان قدیمی خود نشان میداد، ثابت کرد که بسیار باوفا و مخلص است.
💡 دولت باید حمایت بی شرطی از حقوق اولیه و اساسی تمامی شهروندان خود، بدون توجه به نژاد یا مذهب، داشته باشد.