لغت نامه دهخدا
بی دمب. [ دُ ] ( ص مرکب ) رجوع به بی دُم شود.
بی دمب. [ دُ ] ( ص مرکب ) رجوع به بی دُم شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابراهیم گلستان نیز نمادپردازیِ آشکار را نقصی از برای فیلمهای بیضایی شمرده. در کارِ سینماییِ بیضایی غنای بیانِ تصویری را نیز بسیار ستودهاند؛ مثلاً بتی جفریز دمبی روایتِ تصویریِ غریبه و مه را شکنندهٔ سدِّ زبان میدانسته و کلاودیو زتا «میزانسن نامستندوار و در برخی لحظات تئاتری» ِ باشو، غریبهی کوچک را گواهِ جداییِ کارِ بیضایی از کارهای همتایانش گرفته است. گویاییِ تصویر در سینمای بیضایی گاهی چندان است که در فیلمی چون باشو، غریبهی کوچک بیشترِ گفتگوها برای بیشترِ تماشاکنان مفهوم نیست، و، با این همه، فیلم بدونِ ترجمه دیده میشود. ولی بعضِ فیلمهای بیضایی هم دستِ کم همان قدر از امکاناتِ صوتیِ سینما بهره برده که از امکاناتِ تصویری − مثلِ مرگ یزدگرد..