بر و بیابان

لغت نامه دهخدا

بر و بیابان. [ ب َرْ رُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) دشت و صحرا. در تداول عامه، بر بیابان.

جمله سازی با بر و بیابان

💡 دست او بالاست، بر وی هیچکس را دست نیست لاجرم هرچ آن مراد اوست حالی می‌کند

💡 استحصال زمین‌های باتلاقی، سست و آبگیر جهت بهره‌برداری و ساخت سازه‌های مختلف نیاز به تحکیم دارد که ژئوتکستایل بخاطر مقاومت کششی عالی و توزیع بار در سطح وسیع جایگزین مناسبی برای رو ش‌های سنتی زمان بر و پرخرج می‌باشد.

💡 وی علاوه بر آنکه قرآن و سنت را بیان می‌کرد، دستور منع کتابت حدیث که در زمان عمر صادر شده بود، را لغو کرد و از افرادی خواست تا آنچه نقل می‌کند، بنویسند. در مقابل، با قصه‌خوانی دربارهٔ پیامبران پیشین که عمدتاً مبتنی بر منابع یهودی بود، و بعداً به اسرائیلیات مشهور شد، به‌شدت مخالف بود و جلو آن را می‌گرفت. به‌طوری‌که دستور داد اگر کسی قصه داوود را طبق منابع یهودی بیان کند، بر وی حد جاری می‌کند.

💡 چون درآرد ماه رویی دست خود در گردنت ترک کن سالوس را تو خویش را بر وی فکن

💡 به سیر و سرعت و رفتار و رفتن بگذرد چون او نسیم از بر و باد از بحر و ابر از کوه و سیل از در