لغت نامه دهخدا
( آهن سلب ) آهن سلب. [ هََ س َ ل َ ] ( ص مرکب ) آنکه سلب از آهن دارد:
جائی که برکشند مصاف از پس مصاف
وآهن سلب شوند یلان از پس یلان.فرخی.
( آهن سلب ) آهن سلب. [ هََ س َ ل َ ] ( ص مرکب ) آنکه سلب از آهن دارد:
جائی که برکشند مصاف از پس مصاف
وآهن سلب شوند یلان از پس یلان.فرخی.
( آهن سلب ) کسی که جوشن یا خفتان فولادی پوشیده باشد: جایی که برکشند مصاف از بر مصاف / وآهن سلب شوند یلان از پس یلان (فرخی: ۳۳۰ ).
( آهن سلب ) ( صفت ) آنکه سلب از آهن دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رباید مغفر از فرق دلیران تیغ رخشانت خهی آهن سلب اعجوبیی کاهن ربا آمد