لغت نامه دهخدا
انتفاع گرفتن. [ اِ ت ِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) سود گرفتن. بهره بردن: ملک تا اتباع خویش را نشناسد... از خدمت ایشان انتفاع نتواند گرفت. ( کلیله و دمنه ).
انتفاع گرفتن. [ اِ ت ِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) سود گرفتن. بهره بردن: ملک تا اتباع خویش را نشناسد... از خدمت ایشان انتفاع نتواند گرفت. ( کلیله و دمنه ).
سود گرفتن. بهره بردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به كار گرفتن هر چيزى توسط انسان، به منظور انتفاع از آنها انسان هر چيزىرا...
💡 پس در همه موارد استعمال اين كلمه، يك معنا نهفته است، و آن نگهدارى و ذخيرهمال و خوددارى از اين است كه در ميان مردم جريان پيدا كند و زيادتر شود، و انتفاع از آنعمومى تر گردد، يكى از آن با دادنش منتفع شود، و ديگرى با گرفتن آن و سومى باعمل كردن روى آن. و اين عمل يعنى كنز و ذخيره كردنمال، در سابق به صورت دفينه كردن آن صورت مى گرفته چون بانك و مخازن عمومىدر كار نبوده، ناگزير مى شدند براى آنكه سوء قصدى بدان نشود آن را در زمين دفنكنند.