امراءه

لغت نامه دهخدا

( امراءة ) امراءة. [ اِ رَ ءَ ] ( ع اِ ) مؤنث امرء. زن. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). همزه آن وصل و را در هر حال مفتوح است و در آن لغت دیگری است: مراءة بوزن تمرة. جایز است فتحه همزه به راء نقل و خود همزه حذف شود و مرة بوزن سنة باقی بماند و شکل دیگری نیز از این کلمه گفته اند و آن امروءاست. ( از اقرب الموارد ). جمع آن بلفظش نیامده. ( از منتهی الارب ). ج، نساء، نسوة، نسوان. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به مراءة و امروء و اقرب الموارد شود.

جمله سازی با امراءه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حق تعالى مى فرمايد اذ قالت آمراءه عمران رب انى نذرت لك ما فى بطنى محررافتقبل منى انك السميع العليم (420) يعنى: به ياد آور آن وقتى را كه گفتزن عمران - كه آن حنه جده عيسى بود، و اين عمران غير از عمران پدر موسى عليهالسلام است بلكه عمران پسر ماثان است، و جمعى گفته اند كه خواهر حنه در خانهزكريا بود و عيشا نام داشت و يحيى و مريم خاله زاده بودند - پروردگارا! بدرستى كهمن نذر كردم براى تو كه آنچه در شكم من است محرر گردانم - يعنى خادم بيت المقدسگردانم، يا مخصوص عبادت گردانم كه از محراب بيرون نيايد چنانچه على بن ابراهيمروايت كرده است (421) - بدرستى كه توئى شنوا و دانا (422).

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز