ام الدرداء

لغت نامه دهخدا

ام الدرداء. [ اُم ْ مُدْ دَ ] ( اِخ ) خیرة مکناة به ام الدرداءکبری. دختر ابوحدرد اسلمیه و زن ابوالدرداء از زنان فاضل بوده و احادیثی از پیغمبر اسلام روایت کرده است. ( از ریحانة الادب ج 6 ص 220 ) ( خیرات حسان، ج 1 ص 47 ).
ام الدرداء. [ اُم ْ مُدْ دَ ] ( اِخ ) هجمیه اوصابیه مکناة به ام الدرداءصغری. صحابیه و زنی فقیه و دانشمند و پرهیزکار و خردمند بود. نخست زن ابی الدرداء بود، پس از مرگ ابی الدرداء معاویه از ام الدرداء خواستگاری کرد و او نپذیرفت. ( از اعلام زرکلی ج 1 ص 308 ) ( عیون الاخبار ج 4 ص 11 ).

جمله سازی با ام الدرداء

💡 و روى: ان ابـا الدرداء مـرض فـعـادوه، فـقـالوا اى شىتـشـتـكـى فـقـال ذنـوبـى، قـالوا فـاى شـى تـشـتـهـىفـقـال المـغـفـره مـن ربـى فـقـالوا لانـد عـولك طـبـيـبـا؟فـقـال الطـبـيـب امـرضـنـى. قـالوا فـاسـئله عـن سـبـب ذلكفقال: سئلته فقال انى افعل ما اريد.

💡 633 - عن ابى الدرداء قال: قال رسول الله صلى الله عليه و آله: من اصبحمعافى فى جسده آمنا فى سربه عنده قوت يومه فكانما خيرت له الدنيا يا ابن جعشميكفيك منها ما سد جوعتك و وارى عورتك فان يكن بيت يكنك فذاك و ان يكن دابه تركبهافبخ بخ و الا فالخبز و ماء الجره و ما بعد ذلك حساب عليك او عذاب.

💡 در آثار بیارند: که یکی ابو الدرداء را رنجانید. ابو الدرداء گفت: بار خدایا تن درست و عمر دراز و مال بسیار وی را ارزانی بدار! عاقل که درین سخن تامل کند داند که: بدترین دعاهاست، که هر که را این دادند بطر و غفلت وی را از کار آخرت غافل گرداند تا هلاک شود.

💡 و در الدر المـنـثـور اسـت كـه ابـن ابـى شـيـبـه، احـمـد، ابـن مـنـيـع، حـكيم (در كتاب نوادرالاصول )، نسائى، بزار، ابويعلى، ابن جرير، ابن ابى حاتم، ابن منذر، طبرانى، وابـن مـردويـه، از ابـى الدرداء، روايـت كـرده انـد كـه گـفـت:رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم )

💡 مؤ لف: حديث ذر به تفصيلى كه در اين روايت آمده به سند موقوف و سند موصول از عده اى از اصحاب رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) ابن عباس، عمربن خطاب، عبداللّه بن عمر، سلمان، ابى هريره، ابى امامه، ابى سعيد خدرى، عبداللّهبن مسعود، عبد الرحمن بن قتاده، ابى الدرداء، انس، معاويه و ابى موسى اشعرى روايت شده است.