التفات داشتن
التفات که در زبان فارسی به صورت مصدر مرکب بهکار میرود، بهطور بنیادین به معنای توجه داشتن، متوجه بودن و اعتنا کردن است. این مفهوم، دلالت بر تمرکز آگاهانه ذهن و نگاه فرد به سوی یک شخص، شیء، یا موضوع خاص دارد و به معنای صرفِ نگریستن نیست، بلکه شامل جنبهای از اهمیتدهی و ارزشگذاری نسبت به مورد توجه نیز میشود. در ادبیات کلاسیک، التفات اغلب بار معنایی پروا کردن یا اعتنای قلبی را نیز به همراه دارد و صرفاً یک عمل بصری ساده تلقی نمیگردد، بلکه حکایت از یک پیوند ادراکی و عاطفی دارد.
کاربرد ادبی و بلاغی در شعر سعدی
نمونه برجسته این کاربرد را میتوان در اشعار بزرگان ادب فارسی، بهویژه دیوان سعدی شیرازی، مشاهده نمود. بیت التفات از همه عالم بتو دارد سعدی / همتی کان بتو مصروف بود قاصر نیست عمق این معنا را به نمایش میگذارد؛ شاعر بیان میدارد که توجه و عنایت او (سعدی) تنها معطوف به معشوق یا محضر الهی است و هر نیروی همتی که صرف این توجه گردد، هرگز ناتمام و ناقص نخواهد بود. این کاربرد نشان میدهد که التفات در ادبیات، فراتر از یک توجه سطحی، نماد ارادت و تمرکز کامل بر امر معشوق است که خود موجب کمال آن همت میگردد.
مترادفها
توجه کردن، عنایت کردن، توجه
متضادها
بیتوجهی کردن، غفلت کردن
لغت نامه دهخدا
التفات داشتن. [ اِ ت ِ ت َ ] ( مص مرکب ) توجه داشتن. متوجه بودن. پروا کردن. نگریستن:
التفات از همه عالم بتو دارد سعدی
همتی کان بتو مصروف بود قاصر نیست.سعدی.و رجوع به التفات کردن شود.
فرهنگ فارسی
توجه داشتن: متوجه بودن