ناگرویده

لغت نامه دهخدا

ناگرویده. [ گ ِ رَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) کافر. منکر. ( ناظم الاطباء ). کسی که ایمان نیارد، یعنی کافر. ( آنندراج ). ناگرونده. || نافرمان. سرکش. || آنکه اعتماد نمی کند. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

آن که ایمان نیاورده، کافر.

فرهنگ فارسی

(صفت ) ۱ - آنکه ایمان نیاورده.کافرجمع: ناگرویدگان:[ وانصرناعلی القوم الکافرین ویاری ده مارابرگروه ناگرویدگان.] ۲ - سرکش نافرمان. ۳ - بی اعتماد مقابل گرویده.

جمله سازی با ناگرویده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وَ بارَکْنا عَلَیْهِ وَ عَلی‌ إِسْحاقَ و برکت کردیم برو و بر اسحاق، وَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِما و از فرزندان ایشان، مُحْسِنٌ وَ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ مُبِینٌ (۱۱۳) هم گرویده نیکوکارست و هم ناگرویده ستمکار بر خویشتن آشکارا.

💡 «فَلا یَصُدَّنَّکَ عَنْها» باز مگرداند ترا از گرویدن برستاخیز، «مَنْ لا یُؤْمِنُ بِها» آن کس که ناگرویده است بآن، «وَ اتَّبَعَ هَواهُ» و بر پی دل آورد خویشست «فَتَرْدی‌» (۱۶) که تباه شوی‌

💡 ذلِکَ جَزَیْناهُمْ بِما کَفَرُوا آن پاداش ایشان کردیم بآن نسپاسی که کردند و بما کافر شدند، وَ هَلْ نُجازِی إِلَّا الْکَفُورَ (۱۷) و ما پاداش در خور کنیم مگر ناگرویده ناسپاس را؟

💡 هر که استوار گیرد ترا بیکتایی و رستاخیز را به بودنی، قالَ وَ مَنْ کَفَرَ گفت و ناگرویده را هم، فَأُمَتِّعُهُ قَلِیلًا او را برخوردار کنم اینجا درنگی اندک، ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلی‌ عَذابِ النَّارِ پس وی را فرا نپاوم تا ناچاره رسد بعذاب آتش، وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ و بد جایگاهست و شدن گاه.

فنرباغچه یعنی چه؟
فنرباغچه یعنی چه؟
بی آزار یعنی چه؟
بی آزار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز