لغت نامه دهخدا
اطلس بافی. [ اَ ل َ ] ( حامص مرکب ) عمل اطلس باف. بافتن اطلس. || ( اِ مرکب ) محل بافتن اطلس.
اطلس بافی. [ اَ ل َ ] ( حامص مرکب ) عمل اطلس باف. بافتن اطلس. || ( اِ مرکب ) محل بافتن اطلس.
عمل اطلس بافی. بافتن اطلس یا محل بافتن اطلس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به نزد اطلس و والا خیال شده بافی کن که در جمع سبکروحان پریشان درنمیگنجد