اسنستان

لغت نامه دهخدا

( آسنستان ) آسنستان. [ س ِ ن ِ ] ( اِخ ) نام پدرزن وامق که سرانجام وامق او را بکشت:
بفرمود تا آسنستان پگاه
بیامد به نزدیک رخشنده ماه.عنصری.
اسنستان. [ اَ ن ِ / اَ س ِن ِس ْ ت ْ ] ( اِخ ) نام پدرزن وامق است که عاقبت وامق او را بکشت ( در داستان وامق و عذرای عنصری ). ( سروری ) ( برهان ):
بفرمود تا اسنستان پگاه
بیامد بنزدیک رخشنده ماه
بدو داد فرخنده دخترش را
بگوهر بیاراست اخترش را.عنصری.

جمله سازی با اسنستان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بفرمود تا آسنستان پگاه بیامد بنزدیک رخشنده ماه

شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز