لغت نامه دهخدا
( آتش طور ) آتش طور. [ ت َ ش ِ ] ( اِخ ) آتشی که بر موسی تجلی کرد بطور.
( آتش طور ) آتش طور. [ ت َ ش ِ ] ( اِخ ) آتشی که بر موسی تجلی کرد بطور.
( آتش طور ) آتشی است که در کوه طور روشن شد و موسی ع آن را بدید٠
آتشی که بر موسی تجلی کرد به طور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زهی به ذات و صفات از جهانیان ممتاز چو در میانه انوار نور آتش طور
💡 دست لاله موسی آسا، آتش طور آورد طفل سوسن عیسی آیین میل گویایی کند
💡 هیکل ما شجر و پرتو عشق آتش طور موسی ایمن ما روح روان خواهد بود
💡 رخ است این یا قمر یا آتش طور چه روی است این تعالی خالق النور
💡 ولی ز بخت بدخار و خس بسی دورست که نور محض کندشان وصال آتش طور