لغت نامه دهخدا
( آب پز ) آب پز. [ پ َ ] ( ن مف مرکب ) تخم مرغ یاگوشت به آب ساده و بی روغن پخته. مسلوق و مسلوقه.
( آب پز ) آب پز. [ پ َ ] ( ن مف مرکب ) تخم مرغ یاگوشت به آب ساده و بی روغن پخته. مسلوق و مسلوقه.
( آب پز ) (پَ )(اِمر. )آنچه که در آب ساده و بی - روغن پخته شده باشد.
( آب پز ) هر نوع مادۀ غذایی که در آب بیندازند و بجوشانند: تخم مرغ آب پز، سیب زمینی آب پز.
( آب پز ) ( صفت ) آنچه که در آب ساده و بی روغن پزند: تخم مرغ آب پز گوشت آب پز سیب زمینی آب پز.
تخم مرغ یا گوشت باب ساده و بی روغن پخته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آقاى ديگرى نيز يك عدد تخم مرغ آب پز مى كرد و نصف آن را با نان ظهر مى خورد ونصف ديگر را شام.
💡 در سنتیترین روش این غذا همراه با سس سمبل، ماهی خشک، بادام زمینی و تخممرغ آب پز سرو میشود. اما دکههای فروش غذا معمولاً آن را همراه با تخممرغ نیمرو و انواع سس سمبل مثل سس ماهی و سس اسکویید بعلاوه گوشت یا مرغ رندانگ یا حتی مرغ سرخشده سرو میکنند.
💡 آقازاده اى از پدرش - كه بعدها به مقام مرجعيت رسيد -نقل مى كرد: زمانى كه در نجف اشرف مشغولتحصيل بوديم، روزى مى شد كه ى ك دانه تخم مرغ آب پز نموده، نصف آن را ظهر بانان مى خورديم و نصف ديگر را مى گذاشتيم براى شب. از بعضى نيزنقل شده كه چهل روز نان خالى مصرف مى كردند.