اب بین

لغت نامه دهخدا

( آب بین ) آب بین. ( نف مرکب ) آب شناس.

فرهنگ فارسی

( آب بین ) آب شناس

جمله سازی با اب بین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون دهانت بسته باشد در جگر آتش بود در میان جو درآیی آب بینی سود نیست

💡 ای‌ که دیدستی بسی فوارهای موج‌خیز اینک اندر آب بین فوارهای شعله‌بار

💡 آن لجهٔ سیماب بین آن آتشین‌گرداب بین آتش میان آب بین هردم شرربار آمده

💡 از اکتبر تا ماه مه دریاچه یخبندان است. در تابستان گرمای آب بین ۲۰ درجه سانتیگراد در سطح و ۱۹ درجه سانتیگراد درعمق است.

💡 جوی‌های آب روشن و زلال در کوچه‌ها و معابر جریان داشت که براساس کانال کشی‌های گذشته انجام شده بود. میرآب‌های شهرداری وظیفه داشتند که بر تقسیم درست آب بین باغات، مزارع و خانه‌ها و… نظارت کنند.

سرگردان یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز