لغت نامه دهخدا
فلفل نمکی. [ ف ِ ف ِ ن َ م َ ] ( ص نسبی ) منسوب به فلفل و نمک. به رنگ فلفل و نمک آمیخته با یکدیگر. رنگی چنانکه گویی فلفل و نمک رابه هم درآمیخته اند. ( از یادداشتهای مؤلف ). یا چیزی که خالهای ریز سپید و سیاه دارد. ( یادداشت دیگر ).
فلفل نمکی. [ ف ِ ف ِ ن َ م َ ] ( ص نسبی ) منسوب به فلفل و نمک. به رنگ فلفل و نمک آمیخته با یکدیگر. رنگی چنانکه گویی فلفل و نمک رابه هم درآمیخته اند. ( از یادداشتهای مؤلف ). یا چیزی که خالهای ریز سپید و سیاه دارد. ( یادداشت دیگر ).
منسوب به فلفل و نمک. به رنگ فلفل و نمک آمیخته با یکدیگر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این گوسفند وحشی، بزرگترین قوچ ایران است. نرها شاخهای بلندی دارند (بلندترین شاخ که مربوط به پارک ملی گلستان است و رکورد جهانی محسوب میشود ۱۱۳ سانتیمتر طول دارد)، شاخها حلزونی شکلند و به طرف پهلوی صورت و روبه جلو خمیدگی دارند. سطح جلویی شاخها پهن، با زاویهای تند به طرف لبه پشتی است، به طوری که مقطع شاخها مثلثی به نظر میرسند. مادهها نیز شاخهای کوتاهی دارند. از ویژگیهای دیگر این قوچها وجود موهای بلند و سفید رنگی در ناحیه زیر گردن و سینه است. موهای پشت، در تابستان کوتاه به رنگ زرد شنی، و در زمستان بلند و قهوهای رنگ است. زیر شکم و کفلها سفیدند. در برخی از مناطق به خصوص در جنوب و غرب محدوده پراکندگی، بعضی از قوچها دارای موهای فلفل نمکی در زیر گردن و سینه و شاخهایی کوتاهتر هستند که به آنها قوچ مورچه میگویند. منابع این دو را دو گونه مستقل مینامند.