فقو

لغت نامه دهخدا

فقو. [ ف َق ْوْ ] ( ع مص ) در پی کسی رفتن. ( منتهی الارب ). و این مقلوب قفو است به تقدیم قاف بر فاء. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با فقو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بديهى است كه تمام مسؤ ولين با شما همكارى هاى لازم را خواهند داشت. انشاء الله مؤ فقو مؤ يد باشيد.

💡 هان اى دل غافل ! از خواب برخيز و مهياى سفر آخرت شو فقو نودى فيكمبالرحيل (115) صداى رحيل و بانگ كوچ بلند است.عمال حضرت عزرائيل در كارند و تو را در هر آن به سوى عالم آخرت سوق مى دهند و بازغافل و نادانى... پس بدان كه سفر خيلى پرخطر است و اين نسيان و فراموشى كه در مااست از مكائد نفس و شيطان است و اين اميدها و آمال طولانى و دراز از دامهاى بزرگ ابليس واز مكائد نفس است.پس از اين خواب برخيز و تيقظ (116) و تنبه پيدا كن. بدان كهمسافرى و داراى مقصدى.مقصد تو عالم ديگر است و تو را از اين عالم خواهى نخواهى مىبرند. اگر تهيه سفر و زاد و راحله آن را ديدى، در اين سفر درمانده نشوى و در اين سيربيچاره نشوى، والا فقير و بيچاره و بى نوا گردى و خواهى رفت به سوى شقاوتىكه سعادت ندارد، ذلتى كه عزت ندارد، فقرى كه غنا دنبالش نيست، عذابى كه رحمتندارد، آتشى كه خاموشى پيدا نكند، فشارى كه برطرف شدن ندارد حزن و اندوهى كهخوشحالى درپى آن نيست، حسرت واقعى و ندامتى كه آخر ندارد(117).

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز