غریب کش

لغت نامه دهخدا

غریب کش. [ غ َ ک ُ ] ( نف مرکب ) آنکه غریبان و بینوایان را آزار و اذیت کند.

فرهنگ عمید

۱. ویژگی آن که غریبان را آزار و اذیت می کند.
۲. (صفت ) ویژگی گردنه یا جاده ای که برای رانندگان ناآشنا خطر ناک است.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه غریبان را آزار و اذیت کند.

جمله سازی با غریب کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عبدالقادر بداونی، عقیده دارد که ملک قمی و ظهوری ترشیزی در حادثه غریب کشی در دکن به قتل رسیده‌اند. (در این حادثه مهاجران ایرانی، حجازی و عراقی که در قرن‌های قبل به دکن رفته‌اند، به طور وسیع به قتل رسیده‌اند) اما ظاهراً این نظر نادرست است. زیرا این شاعر در میان اشعارش در مورد این حادثه چند بیتی سروده است. ظاهراً نظر درست‌تر این است که وی در بیجارپور درگذشته است و او را بنا بر وصیتی که کرده بوده در همان شهر دفن کرده‌اند.