طفول

متضادها

پیری، بزرگسالی

لغت نامه دهخدا

طفول. [ طُ ] ( ع اِ ) ج ِ طفل. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با طفول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حداد تا سال دوم متوسطه در مدارس بحرین تحصیل کرد. از سال ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۵ برای کار به کتابخانه عمومی پیوست و سپس در سال ۱۹۸۰ در اداره فرهنگ و هنر در وزارت رسانه مشغول به کار شد. وی در تأسیس خانواده ادیبان و نویسندگان بحرین در سال ۱۹۶۹ مشارکت کرد و برخی از پست‌های مدیریتی را در آن عهده‌دار بود. وی سردبیر مجله کلمات بود که در سال ۱۹۸۷ منتشر شد و عضو هیئت مؤسس گروه تئاتر اوال در سال ۱۹۷۰ بود. وی از ابتدای دهه ۱۹۸۰ مقاله‌ای هفتگی با عنوان زمان نوشتن می‌نویسد که در تعدادی از مطبوعات عربی منتشر می‌شود. در مورد تجربه شاعرانه او تاکنون چندین پایان‌نامه در دانشگاه‌های عربی و خارجی و چندین بررسی انتقادی در روزنامه‌ها و نشریات عربی و خارجی منتشر شده‌است. اشعار وی به تعدادی از زبانهای خارجی ترجمه شده‌است. وی دو پسر و یک دختر با نامهای طفول - محمد - مهیار و دو نوه به نامهای آمینه و رمز دارد. در پایان سال ۱۹۹۷ از سوی وزارت رسانه مرخصی تمام وقت برای کارهای ادبی دریافت کرد.

💡 در دوران طفول خود، او همواره به مطالعه کتاب‌های علمی و کتابخانه‌های بزرگ علاقه داشت که این امر زمینه را برای نبوغ آینده‌اش فراهم کرد.

💡 شاعر در این قطعه زیبا به ویژگی‌های دوران طفول و معصومیت کودکان اشاره کرده است که با پیچیدگی‌های دنیای بزرگسالان تفاوت‌های بسیار زیادی دارد.

💡 روان‌شناسان معتقدند که تجربه‌های تلخ و دشوار در دوران طفول می‌تواند تأثیرات عمیق و ماندگاری بر شخصیت و رفتارهای اجتماعی فرد در بزرگسالی داشته باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران