لغت نامه دهخدا
دوات گری. [ دَ گ َ ] ( حامص مرکب ) شغل دواتگر. حرفه دواتگر. ساختن اسباب و آلاتی چون سماور و آفتابه و لگن از برنج و نقره و دیگر فلزات. ( از یادداشت مؤلف ). رجوع به دوات گر شود.
دوات گری. [ دَ گ َ ] ( حامص مرکب ) شغل دواتگر. حرفه دواتگر. ساختن اسباب و آلاتی چون سماور و آفتابه و لگن از برنج و نقره و دیگر فلزات. ( از یادداشت مؤلف ). رجوع به دوات گر شود.
شغل دوات گر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قسمت اول از فصل دوم با معرفی معدن فیروزه شروع و در قسمت های بعدی به معرفی صنایع و مشاغل تاریخی از جمله؛ دوات گری، آهنگری، لحافدوزی، قالی بافی، نقشه کشی قالی، رنگرزی، سفالگری و سرامیک سازی، خراطی، تنورمالی، فیروزه تراشی، خوشنویسی، گیوهبافی، پیکرتراشی، نگارگری و... پرداخته می شود.