دررودی

لغت نامه دهخدا

دررودی. [ دَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان عربخانه بخش شوسف شهرستان بیرجند واقع در 56 هزارگزی شمال شوسف و 18 هزارگزی خاور هشتوکان. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
دررودی. [ دَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان میان خواف بخش خواف شهرستان تربت حیدریه واقع در 15 هزارگزی خاور رود و 15 هزارگزی خاور راه شوسه عمومی تربت به نیازآباد. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

جمله سازی با دررودی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «مرکز تعلیمات عمومی» که درس‌هایی در زمینه علوم انسانی عرضه می‌کرد در سال ۱۳۵۱ زیر نظر او در دانشگاه صنعتی پایه‌گذاری شد. احمد شاملو، محمد مقدم، ژاله ژوبین-خادم، رضا داوری، اسماعیل خویی، ماه‌منیر شادنوش، هادی شفائیه، هرمز فرهت، هانیبال الخاص، ایران دررودی، و فرهاد نعمانی از مدرسان و استادانی بودند که هر یک مدتی در این مرکز در دانشگاه صنعتی به تدریس پرداختند.

💡 در این سال با طراحی و ساخت دیدسنج نجومی (DIMM: Differential Image Motion Monitor) با همکاری مؤثر احمد دررودی همکار عضو هیئت علمی دانشگاه زنجان و عضو کمیته مکانیابی و تکثیر آن به پنج دستگاه و کالیبره کردن آنها با دستگاه مستقر در دانشگاه تحصیلات تکمیلی در علوم پایه زنجان اندازه‌گیری دید نجومی آسمان چهار استان فوق آغاز شد.