خنجو

لغت نامه دهخدا

خنجو. [ خ ُ ] ( اِ ) نوعی از کرم است که به درخت آسیب فراوان می رساند و همواره بصورت دسته جمعی حرکت می کند. ( یادداشت بخط مؤلف ).

جمله سازی با خنجو

💡 محدوده کمشک از شمال به گری رودخانه (کال و پس بند) و گردنه خنجو وزین الدینی و سپس بخش اشکنان شهرستان لامرد استان فارس، از جنوب به کوه دوک، از مغرب به کوه کمشک و از سمت مشرق به روستای گچویه و کنارسیاه محدود می‌گردد.

💡 و پس از حسین عبدالکریم بعنوان کدخدای تل ملایی جدید بوده‌است و پس از خروج آشوری‌ها از خنجو و ورود آنها به تل ملایی، فریدون از تل ملایی هجرت می‌کند و کل تل ملایی تخلیه می‌گردد و کدخدای تل ملایی پس از فریدون مشهدی حمزه ابول آشوری می‌گردد.

💡 حسین عبدالکریم پس از مرگ عبدالکریم زمان، به عنوان کدخدای تل ملایی قدیم منصوب می‌شود. مادر حسین عبدالکریم، خواهر عبدل حسین است. و عبدل حسین (پدر فریدون) دایی حسین عبدالکریم محسوب می‌شود.عبدل حسین در زمان حسین عبدالکریم از تل ملایی خارج می‌شود و در کَوری ساکن می‌شود و آشوری‌ها در خنجو ساکن بودند.

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز