لغت نامه دهخدا
خالی گذاشتن. [ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) تهی گذاشتن.
- خانه خالی گذاشتن؛ خانه را بدون ساکن گذاشتن. در خانه کسی نگذاشتن: بهیچ حال خانه خالی نتوان گذاشت. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 515 ).
خالی گذاشتن. [ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) تهی گذاشتن.
- خانه خالی گذاشتن؛ خانه را بدون ساکن گذاشتن. در خانه کسی نگذاشتن: بهیچ حال خانه خالی نتوان گذاشت. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 515 ).
تهی گذاشتن
💡 در ۳۰ نوامبر ۱۹۳۹، اتحاد شوروی به فنلاند حمله کرد و جنگی را آغاز کرد که بعدها جنگ زمستان نام گرفت. نیروی زمینی فنلاند طراحی و کاربرد تاکتیکی بمب بنزینی را تکمیل کرد. سوخت کوکتل مولوتف به ترکیبی نسبتاً چسبنده از الکل، نفت سفید، قطران و پتاسیم کلرات تغییر داده شد. اصلاحات بعدی بر روی این صلاح شامل چسباندن کبریتهای ضد باد یا محفظهای از مواد شیمیایی که در صورت شکستن مشتعل میشد، و در نتیجه حذف نیاز به آتشزدن بطری پیش از پرتاب میشدند و بعداً مشخص شد که خالی گذاشتن حدود یکسوم از حجم شیشه احمال شکستن شیشه را افزایش میدهد.
💡 ۱۳بازارهای هفتگی گیلان خالی گذاشتن جیب دلالان