حبانی

لغت نامه دهخدا

حبانی. [ ح ُب ْ با ] ( اِخ ) سمعانی گوید: هذه النسبة الی حُبان و محمدبن حبان بن ابی بکربن عمر البصری هو حُبانی. نسب الی ابیه من اهل البصرة. سکن بغداد فی الحریم. یحدث عن امیة من بسطام. و محمدبن المنهال و حسن بن قرعه و غیرهم. توفی بعد الثلثمائة بیسیر. رجوع به انساب سمعانی برگ 153 ب شود.
حبانی. [ ح ِب ْ با ] ( اِخ ) منسوب به حبان از نواحی نیشابور. محمدبن جعفربن عبدالجبار حبانی نیشابوری. ( معجم البلدان ).
حبانی. [ ح ب ْ با ] ( اِخ ) نسبت به حبان بن منقذ ( مقعد )، پدر واسعبن حبان است که یاد شد. رجوع به سمعانی ص 152 الف شود.

فرهنگ فارسی

منسوب به حبان از نواحی نیشابور

جمله سازی با حبانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عزیزالله ناعم، نسیم نسیمان، اسماعیل جوارچی، موش حبانی، حسن کرباسی، عمران کُهن و موشی زرگر در نامهٔ به مقامات دولتی وقت ایران خواستار انتقال آن‌ها از بوکان به شهر دیگری در ایران شده یا در غیر این صورت خواستار تأسیس ادارات دولتی همانند بخشداری، فرماندار نظامی و شهرداری در بوکان شده بودند. همچنین در یکی از این نامه‌ها، گزارشی از قتل یهودیان مطرح شده که مطابق یکی از اسناد، قاتلان دو فرد یهودی دستگیر شدند.

محاکره یعنی چه؟
محاکره یعنی چه؟
بلندگو یعنی چه؟
بلندگو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز