جردقه

لغت نامه دهخدا

( جردقة ) جردقة. [ ج َ دَ ق َ ] ( معرب، اِ ) فارسی معرب؛ نان درشت. ( المعرب ). نان. معرب گرده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). جَردَق. رجوع به جردق شود. ج، جرادق. ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ). و جرادیق هم آمده است: خبز هم الرقاق و هو شبه الجرادیق. ( ابن بطوطه ).

جمله سازی با جردقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چنانكه گفتيم، نسل حضرت عباس عليه السلام از طريق پسرش عبيدالله ونسل عبيدالله نيز از طريق فرزند وى حسن بن عبيدالله امتداد يافته است، همان گونه كهتبار حسن نيز از طريق پنج پسرش: فضل، ابراهيم جردقه، حمزة الاءكبر، عباس و عبدالله، جريان يافته است؛ كه ديلا به توضيحاتى در باب هر يك مى پردازيم:

💡 و بـراى فـضـل ولدى اسـت و امـا ابـراهيم جردقه پس او از فقهاء و ادباء، و از زهّاد است وعقبش از سه پسر است: حَسَن و محمَّد وعَلى.

💡 او از فقها و ادبا و زهاد است و نسبش از طريق سه پسر به نامهاى حسن محمد و على باقىمانده است: على بن جردقه، يكى از اسخياى بنى هاشم، و صاحب جاه بود.

💡 ابراهيم جردقه، پسر حسن اصغر بن عبيدالله بن عباس، كه مادرش ام ولد بوده وفرزندانش على، محمد و حسن نام دارند. از دانشمند نسب شناس، محمد بن ابراهيم بنعبدالله بن عمر اسدى معروف به ابن دينار، و نيز از بخارى نسب شناس ديگرنقل كرده اند كه از حسن بن ابراهيم فرزندى باقى نماند و تنها فرزندش جعفر نيزقبل از پدر درگذشت. (93)

💡 5. ابراهيم جردقه فرزند ابو محمد الحسن بن عبيدالله بنابوالفضل العباس ‍ عليه السلام، از اكابر فقهاى عصر خويش، اديب و عالمفاضل و زاهد با تقوا، سر سلسله بنى جردقه در مصر و عراق و شام داراى سه فرزندعلى المكفل، حسن و محمد

💡 2. ابو محمد الاصغر، وى در عصر پدرش امير ينبع بود و پس از فوت پدرش ‍ سلطانمكه و مدينه و تمامى حجاز گرديد و او را ملك الملوك مى خواندند، داراى پنج فرزند بودبه نامهاى ابوالفضل العباس، ابراهيم جردقه سر سلسله بنى جردقه، حمزه الشبيه،عبدالله الاصغر، و ابو جفنه و يا ابو حنفنهالفضل سر سلسله بنى الصندوق.