تبرکی

لغت نامه دهخدا

تبرکی. [ ت َ ب َرْ رُ ] ( اِ ) سلام و تعظیم. ( ناظم الاطباء ). || ( ص نسبی ) درتداول عامه، تبرک یافته. مبارک شده. در مورد اشیائی که از اماکن مقدسه آرند: خرمای تبرکی. تسبیح تبرکی.

فرهنگ فارسی

ماخوذ از تازی سلام و تعظیم در تداول عام برک یافته مبارک شده در مورد اشیائی که از اماکن مقدسه آرند.

جمله سازی با تبرکی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پدرم گفت: چونست که از آن مرا هیچ نصیب نکردی تا مرا نیز تبرکی بودی؟ ابوالقاسم گفت: سی سال است تا این قرص بر آن طاقست و با ما وعدی کرده بودند که این قرص در دست هر کس که گرم خواهد شد این حدیث بر وی ظاهر خواهد بودن؛ اکنون تو را بشارت باد که این کس پسر تو خواهد بود.

توبره یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز