لغت نامه دهخدا
اوالی. [ اَ ] ( ع اِ ) اوائل. ج ِ اول. رجوع به اول شود. || ج ِ اولی ̍. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به اولی شود. || ج ِ آلیة. ( ناظم الاطباء ). رجوع به آلیة شود.
اوالی. [ اَ ] ( ع اِ ) اوائل. ج ِ اول. رجوع به اول شود. || ج ِ اولی ̍. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به اولی شود. || ج ِ آلیة. ( ناظم الاطباء ). رجوع به آلیة شود.
اوائل جمع اول
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اوالی فرمانروای ماننا درقرن هفتم پ. م بود که پس از پدرش اخسری به این مهم دست یافت.