لغت نامه دهخدا
خردادبه. [ خ ُ ب ِه ْ ] ( اِخ ) رجوع به ابن خردادبه شود.
خردادبه. [ خ ُ ب ِه ْ ] ( اِخ ) رجوع به ابن خردادبه شود.
اسم: خردادبه (پسر) (فارسی) (تلفظ: xordād beh) (فارسی: خردادبه) (انگلیسی: khordad beh)
معنی: کمال، رسایی و درستی بهتر، ( اَعلام ) نام یکی از جغرافی دانان مسلمان [قرن هجری]، ( در اعلام ) نام یکی از جغرافی دانان مسلمانِ قرن سوم ( هـق )، مرکب از خرداد ( نام فرشته نگهبان آب ) + به ( بهتر، خوبتر )، نام جد دانشمندی ایرانی در قرن سوم که در علم جغرافیا مهارت داشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 البته ابن خردادبه (متوفای حدود ۳۰۰ ق) خوزستان را با همان اهواز یکی میداند و آنجا را سرزمینی وسیع، مشتمل بر هفت کوره بر میشمارد که با نام کور الاهواز می خواندش.
💡 احمد بن رسته، قدامة بن جعفر و ابن خردادبه مسیر این شاهراه را در دوران عباسیان با ذکر نام ایستگاهها و فواصل آنها و انشعابات مسیر توصیف کردهاند. جزئیات این شاهراه در دوران عباسیان بیش از هر مسیر دیگری توصیف شده است.
💡 ابن خردادبه نویسنده نخستین کتاب بهجا مانده در بارهٔ جغرافیای اداری است. چنان که پیدا است، او نخستین جغرافیدانی نیست، که به عربی نوشتهاست، ولی کتاب او نخستین کتابی است، که مانند نسخه ابتدایی آن بهجا مانده است.
💡 اتفاق نظر است که این دیوار برای جلوگیری از تاخت و تاز قبایل صحراگرد بنا شده بود؛ ابن خردادبه در مسالک و الممالک از تصرف این دیوار بهدست صول (چول) پادشاه ترکان مینویسد و ثعالبی نیز در غرور ملوک فرس و سیرهم نام دیوار را دربند صول یا دروازه صول مینویسد.